محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

111

تاريخ الطبرى ( فارسي )

زينت مكنيد » گفته بود ميان آدم و نوح هشتصد سال بود و زنان بسيار زشت بودند و مردان بسيار زيبا بودند و زن مرد را به سوى خود مىخواند و اين آيه آمد كه چون ايام جاهليت قديم زينت مكنيد . و هم از ابن عباس روايت كرده‌اند كه پيش از آنكه آدم بميرد فرزندان او و فرزندان فرزندانش در كوه بوذ چهل هزار شده بودند و آدم زنا و شراب خوارى و تباهى را ميان آنها بديد و سفارش كرد كه فرزندان شيث با فرزندان قين زناشويى نكنند و فرزندان شيث آدم را در غارى كردند و نگهبانى بر او گماشتند كه هيچكس از فرزندان آدم به او نزديك نشود و آنها كه پيش وى مىشدند و برايشان آمرزش مىخواست ، از فرزندان شيث بودند و يك روز يكصد تن از فرزندان نكو روى شيث گفتند برويم ببينيم پسر عمان ما چه مىكنند ، منظورشان فرزندان قابيل بود . اين يكصد كس پيش زنان نكو روى بنى قابيل فرود آمدند و زنان مردان را محبوس گرفتند و مدتها ببودند و صد كس ديگر گفتند برويم ببينيم برادران ما چه شدند و از كوه فرود آمدند و زنان محبوسشان گرفتند . آنگاه فرزندان شيث همگى فرود آمد و گناه آمد و در هم آويختند و در آميختند و فرزندان قابيل بسيار شدند و زمين بگرفتند و همانها بودند كه به روزگار نوح غرق شدند . سخن نسب شناسان پارسى را درباره مهلائيل پسر قينان آورده‌ام كه گفته‌اند وى اوشهنگ بود كه ملك هفت اقليم داشت و سخن نسب شناسان عرب را نيز كه مخالف آنها بوده‌اند ياد كردم . اگر گفتهء نسب شناسان پارسى درست باشد از ابن سائب كلبى روايت هست كه وى اول كس بود كه درخت بريد و بنا كرد و نخستين كسى بود كه معدن در آورد و مردم را به اين كار وادار كرد و به مردم روزگار خود فرمان داد كه مسجد داشته باشند و دو شهر بساخت كه يكى بابل بود در سواد كوفه و ديگرى شوش ، و مدت ملك وى چهل سال بود . ديگران گفته‌اند كه وى اول كس بود كه در ملك خويش آهن در آورد و براى